|
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده اند
|
دل عاشق چو شب می سوزد از غم غم عشقش رسد بر کل عالم
که مجنون لیلی اش را دوست دارد به غیر او نخواهد هیچ ادم
زليلاي شنيدم يا علي گفت
به مجنون رسيدم يا علي گفت
مگر اين وادي دارالجنون است
که هر ديوانه ديدم يا علي گفت
نسيمي غنچه اي را باز مي کرد
به گوش غنچه نم نم يا علي گفت
چمن باريزش باران رحمت
داعاي کرد واوهم ياعلي گفت
يقين پروردگار افرينش
به موجودات عالم يا علي گفت
خمير خاک ادم چون سرشتند
چو برمي خواست ادم يا علي گفت
عصا در دست موسي اژدها شد
کليم آنجا مسلم يا علي گفت
مسيحا دم از اعجاز ميزد
زبس بي چاره مريم يا علي گفت
نزول وحي منزل شد به طه
ملک در وقت رفتن يا علي گفت
محمد در شب معراج برخواست
به قسد قرب اعظم با علي گفت
مگر خيبر زجايش کنده مي شد
يقينم انجا علي هم يا علي گفت
علي را ضربتي کاري نمي شد
گمانم ابن ملجم يا علي گفت
دلا بايد هردم يا ياعلي گفت
نه هردم بل دمادم يا علي گفت
Love can last forever if you want it to
عشق جاودان خواهد بود،اگر چنین بخواهید.
It lets you share, you life with someone
با عشق می توانید زندگی تان را با دیگری شریک شوید
It lets you be yourself, with someone who
Will always support you
با عشق می توانید خود باشید،در کنار او که همواره
پشتیبان شماست.
And not hold any feeling back, you must
Accept each other the way you are and
Not try change each other.
وهیچ احساسی را ناگفته نگذارید، باید یکدیگر را آن گونه
که هستید بپذیرید و در تغییر هم نکوشید.
In other to have, a lasting relationship
You must be every day always in your heart
اگر در پی عشقی پایدار هستید، باید همواره قلبا در کنار هم باشید.
You must be proud of ach other and love
And not be ashamed to show your sensitive feeling.
باید به یکدیگر و عشقتان افتخار کنید،و از آشکار ساختن ژرفای احساسات
خود شرمی نداشته باشید.
Love is the strongest and most fulfilling emotion
Possible if you live your commitment to love
You will live your dreams between awakenings.
عشق، نیرومندترین و خشنودترین احساس ممکن است،اگر پای بند
به عشق زندگی کنید ، در هنگام بیداری در دل رویا زندگی خواهید کرد.
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من وعشق فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی باید بروی حوصله ای نیست
رفتی تو خدا پشت پناهت به سلامت
بگزار بسوزد ادل من مساله ای نسیت
گر نشان از زندگی جنبندکی است خار صحرا هم سراسر زندگی است
هم جغد زندهاست هم پروانه لیک فرق ها از زندگی تا زندگی است
چیزی جز سکوت در برابرت ندارم .... هیچ! حالا من درهیاهوی درونم گم شده ام ببین به کجا زسیده ام فقط یکبار بنگر به من ببین چگونه می پرستمت ببین به جای اشک برایت دعا می کنم ببین برای گفتن دوست داشتنت التماس می کنم در سکوت می شکنم ... تو را فریاد می زنم در سکوت اشک می ریزم ..برای تو لبخند می زنم ... بمان!!! ... تا فریادم به گوشت برسد ... لبخند بزن ... که ارزوی دیدنش را دارم ...هنوز صدار خنده هایت در گوشم اواز می خواند اواز سر مستی ... اواز زندگی !!...
دوستش دارم چندان مهم نیست که چه کسی را ...اما این رو می دونم که دوستش دارم و این رو هم که ....(چه فرقی می کنه؟
دنیای عجیبی است وقتی می خواهی گریه کنی شانه ای نداری تا سر بران گذاری وغم دلت را به ان بگوی وزار زار اشک بریزی وقتی شانه ای برای گریستن داری دیگر اشکی برای ریخت نداری ونه حتی نیازی به به ریختن اشک
تکه به شونه هایم نکن من از تو افتاده ترم ما که بهم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم کی گفته بود به جرم عشق یک عمری پر پرت کنم حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه پهلون قصه ها نه برده ای حلقه بگوش نه ناجی فرشته ها من عاشقم همینو بس قصه نداره بی کسیم قشنگه قسمت ماست که بهم نمی رسیم
دل ادمها به اندازه حرف ها شون بزرگ نیست ولی حرفی که از ته دل باشه می تونه ادم بزرگی بسازه
موقعی که می خواستمت میترسیدم نگات کنم موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حلا که که عاشقت شدم میترسیدم از دست بدم
از من نپرس چغدر دوست دارم ... چرا که انجا در قلب من حدومرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بدون اب می تواند نفس بکشد؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری ومن زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیزی را تمرین کنم؟ مگر همیشه نگفتی که تو پاره ای از تن منی
از من نپرس که اشک هایم را برای چه به پروانه هد یه می دهم . همه می دانند که دوری تو روحم را می ازارد وتو خود پروانه ها را به من سپرده بودی که میهمان لحظه های بیکسیم باشند
مرا از من نگیر ..نگاهت را از چشمانم بر ندار مرا عاشقانه در اغوش بگیر که سخت تنها هستم و هوای سرد اینجا را تنها با یاد تو می توانم تحمل کنم.
اگر یه روز بغض گلویت روفشورد بهت قول نمی دم که می خندونمت . می تونیم باهم گریه کنیم
اگه می خواستی یه روز به حرف های کسی گوش نکنی بهم بگو.... قول می دم که خیلی سا کت باشم
اگر یه روز سراغم را گرفتی واز من خبری نشد سری به من هم بزن احتملا بهت احتیاج دارم
اما اگه یه روزی رفتی دیگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما از تو می خوام وقتی امدی یک شاخه گل سرخ روی قلبم
به نام تولد که اغازیست برای بودن وبودن فقط ماندن نیست بلکه ماندگار شدن است
کاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمودو قرباني نداشت
اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري ، اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
دنیا را دوست دارم به خاطر خوبهایش
پائیز را دوست دارم به خاطر برگ ریزیهایش
دریا را دوست دارم به خاطر پهناوریش
کوه را دوست دارم به خاطر عظمتش
اسمان را دمست دارم به خاطر وسعتش
وتو را دوست دارم ولی نمیدانم چرا؟!
نمی دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد شايد تا طلوع فردا شايد تا آنسوی شب می دانم تا خواب شب پره ها راهی نيست می دانم شب دوباره زنجره ها خواهند خواند اما می دانم که قلبم هميشه عاشق خواهد ماند می دانم راهی برای گريز نيست می دانم قلبی که بخشيده شود بازگشتی دوباره برايش نيست اما نمی دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد پس هر شب تو را خواهم خواند شايد باد صدايم را به گوش تو بسپارد نمی دانم ولی من هميشه به انتظار خواهم ماند شايد تا ابد دوباره زمزمه های تو را بشنوم شايد تا ابد دوباره تو را ببينم شايد تا ابد...............
دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری! دوستت دارم چون تو نيز مرا دوست می داری! دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق! دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق! دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور می كنی! وستت دارم ، همچو رهايی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها ، همچو امواج دريا كه آرام به كنار ساحل می آيند و آرام نيز به دريا می روند، همچو غنچه ای كه آرام آرام باز می شود و گل می شود دوستت دارم همچو چشمه ای در دل كوه كه آرام جاری می شود بر روی زمين و تبديل به آبشاری می شود كه از دل كوه سرازير می شود! دوستت دارم همچو مهتابی كه شبهای تيره و تار را با حضورش پر از روشنايی ميكند! دوستت دارم همچو باران ! بارانی كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و می شويد ! دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد دوستت دارم ، چون با باوری عميق در قلب من نشستی دوستت دارم چون از زندگی ودنيا گذشته ای تا با من بمانی ! دوستت دارم چون نگذاشتی حتی يك قطره اشك از چشمانم سرازير شود دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت! دوستت دارم ، چون با اطمينان و اعتماد كليد قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی! مجنونم از مجنون عاقل تر ، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر! نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همين قلب يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است! نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است! نگاه به چهره پريشان من نكن ، اين چهره عاشق چهره تو می باشد!
آری٫از تو گفتن نيز به هستی من آرامش خواصی می بخشد... توی اون شبهای تاريک که بی کسی بود همه کسم تو بودی. با زبون همزبونی برام از ستاره های ظاهر در اسمون می گفتی و لالايی شبهای من قصه های پر فريب عشق تو بود... اون باغ ٫ پنجره باغی پر از شقايقهای عاشق رو به روی دلم گشودی. با چشمهای خسته تو که سياهيش سفيديه بخت من بود دوروبر خودم و نظاره می کردم اين صدای تو بود که توی گوشهای من طنين انداخته بود و اسمم رو فرياد ميزد. دلم می خواست برای آخرين بار هم که شده بهت بگم که جز تو مونسی ديگه برای من پيدا نميشه. دلم هنوز مهر تو رو می خواد... مسافر خسته من که قلبش پيراهن سياه به تن داشت می گفت: آدم يه روز به دنيا مياد يه روز هم از دنيا ميره هر کی که عاشق نباشه تنها مياد تنها هم ميره...و او تنها هم چشم از اين جهان فرو بست...حدس میزد که اینطوری بشه! مگه من از تو چی می خواستم؟ بزرگترين آرزوی من اين بود که من و در حسرت عشقت نگذاری.و حرفهای من برای تو خيلی تلخ و و نامفهوم بودند!!! توی اون شب غمناک که لحظات با تو بودن رو برای من تازه می کرد٫ شدم رفيق نيمه راه تو...تنهام گذاشتی بی معرفت!! تو کی هستی؟ فراموش شدم مگه نه؟ بی معرفت تنهام گذاشتی؟ باشه.تو هم برو.من هم ميرم. ديگه بر نگرد.بذار بميرم...
chatرسم خوشايندي است
,chat بال و پري دارد با وسعتNet .
سرعتي دارد اندازه ي iaus .
,chat چيزي نيست كه لب عادت از ياد من و تو برود.
,chat جذبه ي دستي است كه مي تايپد.
,chat بعدmessenger به چشم من و تو
,chat تجربه ي تايپ در تاريكي است
,chat حس غريبي است كه يك آدم پر نان دارد.
,chat ديدن يكicon آنلاين از شيشه ي مسدود مانيتور.
خبرoff شدن و رفتن تو.
لمس تنهايي تو
فكرpm , كه برسد يا نرسد؟
بستن يك پنجره است.
هر كجا هستم باشم .
messengerمال من است
Pm و add , Ignore و, voice Invite و off همه مال من است.
چه اهميت دارد
گاه اگر مي آيند Errorهاي غريب.
من نمي دانم كه چرا مي گويند: Chatچيز بدي است.
درس خواندن زيباست.
و چرا درpc هيچ كسيmsn نيست.
msnچه كم ازyahoo messenger دارد.
چشم ها را بايد شست.
Chatبايد خود چرت Chat, بايد خود خنده باشد.
كتابها را بايد بست.
توي room ها بايد رفت.
حرف را, فحش را, توي yahoo بايد برد.
توي yahoo بايد چيز نوشت, حرف زد, خالي بست.
Chatخالي بندي در لحظه ي اكنون است.
حقيقت را بكنيم,
yahooدر يك قدمي است
خالي بندي را بچشيم.
و دهان را بگشاييم اگر كسي online شد.
و نگوييم كه دروغ چيز بدي است.
و نگوييم كه دوست تاب ندارد خبر از خالي ما.
و نپرسيم : كي هستي و كجايي؟
و نپرسيم كه آخر كار كجاست؟
پشت Net نيست فضايي زنده
پشت Buzz , Net نمي خواند
پشتNet , خستگي انگشت است.
پشت Net , خاطره ي سوتي به هنگام دروغ.
پشت pc برويم.
دست روي keyboard ببريم
خل بودن را احساس كنيم.
و نترسيم از filter
Filter پايانmessenger نيست
همه مي دانيم
Sign inرا بزنيم
كار ما نيست شناسايي يك دوست از list
كار ما شايد اين است كه درlist فرند ها شناور باشيم.
به نام ان يک نفریکه امد صدايم کردو رفت با صدايش اشنايم کردورفت پشت پرچين شقايق که رسيد ناگهان تنها رهايم کرد و رفت ....!
به که گويم که تو منزلگه چشمان مني ... به که گويم تو نوازشگر دستان مني ...
به چه سازي بسرايم دل تنهاي تو را ... به که گويم که تو آهنگ دل و جان مني ...
گر چه پاييز نشد همدم و همسايه من ... به که گويم که تو باران زمستان مني ...
همه رفتند از اين شهر و دلم تنها ماند ... به که گويم که تو عمريست که مهمان مني ...
گر چه خورشيد سفر کرده ز کاشانه ما ... به که گويم که تو عمري مه تابان مني
تیر زنگاهت توی قلبم باخط خون نوشته اشکها یت جای خود نگاهت منو کشته
تمام ارزوم این هست! که بدلم امیری یک روزی میون نگاهت جونم بگیری
آدمها به هم گل مي دهند چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است
کسي که بکوشد صاحب گلي شود پژمردن زيباييش را هم خواهد ديد
اما اگر به همين بسنده کند که گلي را در دشت بنگرد همواره بی او خواهد ماند
براي تو مينويسم از عشق مينويسم تا مثل يك خا طره در ذهنت بماند... همه احساساتي كه مي خواني از اين دل شكسته من است پس بخوان چون همه اينها حرف دل عاشق من است بخوان كه نويسنده آن اين قلب پراز اميد من هست... همه دل خوشي من این نوشته هاست همه دلخوشي من آن چشم های زیبای تو هست همه دلخوشي من آن قلب مهربان تو هست وهمه دلخوشي من آن صداي زيباي توهست. اگر مرا از ياد ببري اگر آن دستهايت را از من دريغ كني اگر آن قلب مهربانت را از من بگيري و اگر روزي فرا رسدكه ديگر صدايي از تو نشنوم آن زمان بدان كه ديگر من دراين دنيا وجود نخواهم داشت بدان كه آرزوهايم همه بر باد رفته اند بدان كه زندگي برايم بي مفهوم شده است و بدان كه از خستگي و از نا اميدي به آن دنيا سفر كرده ام اين دفتر عشق با تمام متنهايش و تمام احساسات پاك وعاشقانه آن براي تو هست وآن را مدتي است كه به تو تقديم كرده ام و تا زماني كه عشق من باشي و زندگي من باشي آن را با احساسي پر از عشق باز نگه خواهم داشت
تقد یم به بهترین دوستم ....استاد عزیزم ... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلی تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره
کسي را دوست داشته باش که تورا دوست داشته باشد ودر تمام مصائب ومشکلات همراه تو باشد چه در شادي و چه در اندوه در داري و نداري در خوبي ودر بدي و.......... عاشق نشو و وقتي هم که شدي خيلي فکر کن با کسي که ميخواي زندگي کني به تيپش نرو به علمش برو به قيافش نرو به دلش برو خلاصه بهترين استفاده رو بکن که آخر سر بدبخت نشي ميدونم اين همه گفتم از اين گوش داخل ميکني از اون گوش بيرون ميکني خداحافظ
در ميان تپش هاي قلبي خسته! تحمل پرسيد دشوارتر لز مرگ چيست؟ عشق گفت:فراق يار از همه دشوار تر است
اي جانانه بدان زندگي هميشه بهاري نيست گاهي هم ابر خزان بر ان سايه مي افکند پس روزگاري که وجودم را در اين جهان حس نکردي براي شاديم قطره اشکي بريز
بگذار عظمت عشق را درک نکني: زيرا آنقدر عظيم است که تو را نابود خواهد کرد. بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد: زيرا اگر عشقي در آن منزل کند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد کرد. اما اگر عاشق شدي، سعي کن تنها يک نفر را دوست داشته باشي. سعي کن گريه کنی و تنها براي عشق خود قدم برداری
راز عشق در آن است که به يکديگر سخت نگيريم . عشقي که آزادانه هديه نمی شود اسارت است. راز عشق در آن است که در سکوت دست يکديگر را بگيريم.کم کم ياد ميگيريم که بدون کلام رابطه برقرار کنيم.راز عشق در مراعات حال ديگريست.هر قدر ملاحظه ي حال ديگران را ميکني ، کسي را که دوست داري بيشتر ملاحظه کن. راز عشق در آن است که به محبوبتان قدرت و آرامش بدهيد و از او قدرت و ارامش دريافت کنيد، اما نه با اصرار عشقي که داري عشق پاک باشد، به خنده ي او بخند و به گريه ي او....
روزي به قرعهي روزگار، عشق در سفر شد. از آسمان آبي و پرستارهي کوير گذر کرد و گوشهاي به خلوت گزيد. به ناگاه برقي اوفتاد و شهابي درخشيدن گرفت. فرداي آنروز، که ديگر کسي اتراق نکرده بود، واحهاي بهشتي بر پيکرهي بيکران کوير بيپايان پادشاهي و فرمانفرمايي ميکرد
زندگي معجوني است. شيرين و تلخ. زندگي تکرار است. تکرار حماقتهاي شيرين عاشقانهي يک قلب تپنده. خوب يا بد. زندگي جاري است. جريان تند آب رودخانههاي تازه شکفته در بهار. با ماهيهاي رنگينکمانياش. زندگي عشق است. عشقهايي که با ديدن و پسنديدن و دلباختن شيرين است. شيرين چون شهد نگاههاي لرزان. زندگي تکرار است. تکرار لحظه هايي که خوشايند و ناخوشايند است. خوب يا بد. زندگي زندگي است. با همهي خوبيها و بديهاي زندگي
.
عشق خلاصه جهان است
عشق ترجمه زخم است
عشق پاسخ مبهم انسان به ابديت است
عشق به وجود آمدن تدريجي محبت است
عشق حاشيه انسان بر کتاب آفرينش است
عشق منو توييم به اضافه يک پاييز خزان عمر
عشق لک لکي است که روي درخت خاطرات ما لانه دارد
عشق تنها از سينه سوختگان محبت و دود چراغ خوردهاي معرفت بر مي آيد
عشق پيغامي است که پرستوها همراه با کوچه خود به سرزمين ديگر مي برند
عشق پنجره اي است که مي توان آن را به روي آينه گشود
عشق رابطه بين ما و پروانه هاست
کاش هيچ کس تنها نبود
کاش ديدنت رويا نبود
گفته بودي مي مانم اما رفتی گفتی اینجا جای ماندن نبود
من دعا کردم براي بازگشت دستهاي تو ولي گويا بالي نبود!
به نام تنها موجودی که وجودم از وجودش گشته پید
اشبي پرسيدمش با بي قراري به غير از من کسي رو دوست داري
زچشمش اشک شد زشرم جاري ميان گريه هايش گفت اري
قلب تنها چیزی است که شکستنش صدا ندارد
عاشقی تنها دردی است که درمان ندارد
:اگه كسي دوستت داشت لازم نيست بهت بگه دوست دارم . اون با گفتن جمله ي مواظب خودت باش ثابت مي كنه كه دوستت داره ... پس مواظب خودت باش
2:می دونی قشنگترین گل دنبا چه شکلیه ؟نمیدونی ؟ پس برو جلوی اینه وخودت رو نگاه کن
3:خيلي ها مترسك رو دوست ندارند چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه
4:مرگ از زندگي پرسيد : " اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! " زندگي لبخندي زد و گفت : دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت دارد
۶:عميق ترين درد زندگز مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از ان رسم محبت بياموزي
۷:اگر توي کوچه پس کوچه هاي قلبم گم شدي دمبال کسي نگرد که بهت ادرس بده چون غير از تو کسي اونجا نيست
۸:چغدر سخته که عاشق کسي باشي که از عشق چيزي نمي دونه!!!
۹:سلام ببخشيد مزاحم شدم ..يک کاري باهات دارم واسم انجام مي دي ؟امشب اينجا هوا ابريه...ماه توي اسمون نيست .مشيه خواهش کنم امشب تو به جاي اون توي اسمون باشي ؟اخه از تو ماه ترتوي اسمون ندارم
۱۰:معشوقي از عاشقش پرسيد ...من قشنگم ؟عاشق جواب داد...نه. پرسيد....دلش مي خواهد با اون باشه ؟باز جواب داد ...نه. ...اگر من ترکت کنم گريه مي کني ؟...نه.معشوغ با چشماني پر از اشک مي خواست عاشق رو ترک کنه اه اون وقت معشوق رو به او کرد وگفت :تو قشنگ نيستي بلکه زيباي ...من نمي خوام باتو باشم بلکه نياز دارم با تو باشم...واگر براي تو گريه نکم مي ميرم .
۱۱:اگر سيبي داشتم نيمي از ان براي تو و نيمي از ان براي من ...اگر لبخندي داشتم نيمي براي تو نيمي براي من ...اگر غمي داشتم هيچي به تو نمي دهم همه را درسينه ام حبس مي کنم همچون اخرين نفس
۱۲:عشق يعني فوتبال ...اگر يک نفر واردعشق دونفر بشه افسايد ميشه.اگر يه نفر توهين کنه خطا ميشه کارت زرد ميگيره!اگريک نفر به ديگري خيانت کنه کارت قرمز مي گيره بايد از بازي بره بيرون !! دو نيمه هم داره يک نيمه پسر ويک نيمه دختر.
۱۳:به خاطر تو مي نويسم .به خاطر تو مي خونم . به خاطر تو زنده ام .به خاطر خودت .وجودت .نگاهت.غرورت.توي که شدي همه چيزم .دوست دارم .
۱۴:مرداب براي به دست اوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا ارامش نيلوفر به هم نخوره .پس اگه کسي رو دوست داري براي داشتنش سالهل صبر کن...
۱۵:خواستم بگويم که زندگي ام تنها باتو معنا مي يابد .بگويم که بدون او هيچم .بگويم که دلم اسير اوست.اما...هيچ نگفتم جز کلمه اي تکراري (دوستت دارم)و تو ... باور نکردي عمق احساسات من را ...
۱۶:چغذر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمياره...تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه ... تا فرياد نکشي کسي به طرفت نمي گرده .. تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد ... وتا وقتي که نميري کسي تو رو نمي بخشه
۱۷:انکه در تنها ترين تنهاي تنهايم تنهاي تنهايم گذاشت کاش تنها کسش در تنها ترين تنهايش تنهاي تنهايش نگذارد
۱۸:دير به دير به ديدنت ميومدم تا دل تنگم بشي ودلت براي کس ديگه اي جاي نداشته باشه.مي خواستم اينقدر دل تنگم بشي که فقط من تو دلت جا بشم اما انگار خيلي دير امدم چون انقدر دلت تنگ شده که ديگه براي من جاي توش نبود
۱۹:کجا مي روي اي دوست اندکي صبر کن .صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو .يا که دل از ديدن تو سير شود بعد برو به کجا مي روي اي کبوتر خسته من صبر کن .صبر کن بال پرت پير شود بعد برو.خواب ديدي سواري مي رسد از دور .صبر کن خواب تو تعبير شود بعد برو ... صبر کن عشق به زنجير شود بعد برو
۲۰:اگر ابرهاي اسمان باريدنشان را فراموش کنند اگر خورشيد تابان درخشيدنش را فراموش کند اگر ماه تابان تا بيدنش را فراموش کند اين را بدان که من هرگز تور ا فراموش نخواهم کردوهميشه به ياد تو هسنم
۲۱::اگه يک روز فهميدي که 4نفر دوستت دارن بدون يکي شون من هستم اگه يک روز فهميدي 3 نفر دوست دارن بدون يکي شون من هستم اگر يک روز فهميدي 2 نفر دوست دارن بدون يکي شون من هستم اگه يک روزي فهميدي 1 نفر دوست داره بدون اون من هستم اگه يک روز احساس کردي که هيچ کسي دوستت نداره بدون من مرده ام..
۲۲::گوين غروب جايست که اسمان زمين را مي بوسد امشب براي تو غروب مي کنم کجاي اي اسمان من
۲۳:دوست دارم اشک باشم در گوشه چشمانت تا اگر بر زمين افتادم ببوسم خاک پايت را
۲۴:خانه ات سرد است خورشيدي در پاکتي مي گذارم و برايت پست مي کنم ! ستاره کوچکي در کلمه اي بگزار و به اسمانم روانه کن
۲۵:سر هر سينه سري تکيه کند وقت وداع سر ما وقت بر سر ديوار دل است .
عشق یعنی عاشق شیدا شدن عشق یعنی گم شدن پیدا شدن
عشق یعنی دلبری دلدادگی عشق یعنی غربت واماندگی
عشق یعنی همچو اتشی سوختن عشق یعنی چشم به او دوختن
عشق یعنی از سپیده تا سحر عشق یعنی پا نهادن در خطر
عشق یعنی یک جهان دلبستگی عشق یعنی بی نهایت خواستگی
عشق یعنی با تو خواندن از جُنون عشق یعنی سوختن ها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ِز ِگل عشق یعنی گم شدن در باغ ِ دل
عشق یعنی گل شدن در ِبین خار عشق یعنی روشنی در شام تار
عشق یعنی یک ستاره نزدِ ماه عشق یعنی با تو اُفتادن به راه
عشق یعنی سایه ی ِ سنگین ِ غم عشق یعنی با تو رفتن تا عَدم
عشق یعنی چشم های ِ انتظار عشق یعنی اَشکهای ِ آشکار
عشق يعني همچو ليلا خون شدن یا چو مجنون راهی صحرا شدن
عشق یعنی تیشه فرهاد ها عشق یعنی عالم فریاد ها
عشق یعنی زخم کوه بیستون عشق یعنی ناله های درد و خون
عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی یکه و تنها شدن