|
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده اند
|
ابر بارنده به دريا ميگفت من نبارم تو كجا دريايي، دردلش خنده كنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي
هر نفس می رسد از سينه ام اين ناله به گوش
در جوانی غُصه خوردم هیچ کس یادم نکرد
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
هرگاه دفترمحبت راورق زدی .هرگاه در زیرپایت صدای خش خش برگهارا احساس کردی وهرگاه میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یک باردر گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو : یادش بخیر


______*#####
_____*########
____*##########*
__*##############
__################ ___________ _*##*
_ ##################____ ____*#####*
_ _##################_____*########## *
__ ##################___*############# *
__ _#################*_###############*
____ #################################*
_____ #### دوستت###################### *
_______########## دارم#################*
________=############# ديوونه##########*
__________####################من### *
___________*######################*
____________*####################*
_____________*#################*
_______________###############*
________________#############*
________________=#########*
_________________########*
__________________#####*
__________________####*
___________________##*
__________________#*
عشق مدد كن كه به سامان برسيم ...
چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من ...
يا هردو بميريم و به پايان برسيم .
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است
خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به
سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق
من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود
نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که
منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است
زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پائيز ،
بهاري ست که عاشق شده است
آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چه؟
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند
بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید،تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید
...اگر كسي را دوست ميداري تركش كن. اگر قسمت تو باشد باز ميگردد. اگر هم باز نگشت يعني به تو تعلق نداشت. پس همان بهتر كه رفت
...
چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني اگه نگات کرد عاشقه، اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره اگه سرشو انداخت و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره
عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم
اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن
...زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست دارم تا آخرین نفس
...
Love
مخفف عبارات:Lake of sorrow (
درياچه ي غم)Ocea n of tears (
اقيانوس اشك)Valley of death (
دره مرگ)End of life (
آخر زندگيهميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر بودم می تابيدم، اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم
....اگر بهترين دوست نيستی اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستی اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستی هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش
اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو ميدم به تو تو برام حرف بزني چون مقدسي
هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرف کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته
خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درک مي کنه
هرگز فراموش نمي کنم سخناني را که از چشمان تو شنيدم مي گويند چشمها هرگز دروغ نمي گويند اما من شيرين ترين دروغ ها را از چشمان تو شنيدم آن هنگام که مي گفتي دوستت دارم
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه
وفا دار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خار و خس بود دلم را باز گردان باز گردان همی جان سوختن بس بود درون سینه اهی سرد دارم رخی پژمرده ؛رنگی زرد دارم ندانم عاشقم مستم چه هستم همی دانم دلی پر درد دارم
هميشه وقتي كه گريه مي كني اوني كه آرومت ميكنه دوست داره ولي اوني كه باهات گريه ميكنه عاشقته
به تو يک صليب هديه کردم. گفتي:براي چيست؟؟؟؟؟من که دوستت ندارم. گفتم: مگر آن نيست که صليب را به روي گور مي آويزند . گفتي:آري.... گفتم: پس آنرا بالاي قلبت بياويز که گورستان من است
رنگين کمان را کساني مي بينند ...که تا آخرين قطره زير باران بمانند... مهم نيست درياچه اي وسيع باشي... يا برکه اي کوچک... اگر زلال باشي... آسمان در تو پيداست
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل، تو پر زدي و رفتي ، من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم
پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي
وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي
فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد
روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود
دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد
داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند
هر کس ب طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه گر میشکند غمی نیست
از دوست بپرسید که چرا میشکند
____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxxx
___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxx
___________xxxxxxxxxxxxx
_____________xxxxxxxxx
______________xxxxxx
_______________xxxx
_______________xxx
______________xx
_____________x
___________x
________xx
______xxx
_____xxxx
___xxxxxx
___xxxxxxx
____xxxxxxxx
______xxxxxxxx
________xxxxxxxx
_________xxxxxxx
_________xxxxxxx
________xxxxxx
_____xxxxxxx
____xxxxxx
___xxxxx
__xxxx
_xxx
_
گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي كـه شـده رابـطـه مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود داتكـامي حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟ برده يا "داتكام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم پـيشـترك جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن هـمـه را جاي "اوكِي" ، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شدهام دلـخـور از گـردالـيِ @ شــدهام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه اي پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت
xxعشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم
یه روز عشق و فضولی و حسادت و دیونگی با هم قایم موشک بازی می کردن بعد فضولی حسادت رو پیدا می کنه حسادت از روی حسودیش به دیونگی میگه عشق پشت گل سرخ قایم شده دیونگی خاری رو بر می داره و به طرف عشق پرتاب میکنه و عشق برای همیشه کور میشه دیونگی قول میده تا اخر عمرش پیش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول میده جای چشم های عشق باشه برای همینه هرکی عاشق میشه دیونست
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند
.
يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است
آنان که از خود عشق ساطع مي کنند با عشق زندگي مي کنند و با عشق نيز نفس مي کشند ، ديگران را به سمت خود مي کشانند. (باربارا دي آنجليس)
با عشق ميان دلهاي شماست که عشق ميان شما عمق و استحکام واقعي خود را نشان خواهد داد. (باربارا دي آنجليس)
اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)
محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (سمنون محب
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
هميشه هر چيزي را که دوست داري به دست نمي آوريم پس بياييد آنچه را که به دست مي آوريم دوست بداريم
.
چه خوب مي شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمي گرفتيم و عشق را باهوس و حقيقت رابا واقعيت و حلال را با حرام و دنيا رابا عقبي و رحمان را با شيطان
از كسي كينهاي به دل ميگيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كردهاي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشهاي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري
قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. (فرانسيس كافكا)
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم
غروب شد گل آفتابگردون به دنبال خورشید می گشت ناگهان ستاره ای چشمک زد گل
آفتابگردون سرش و پایین انداخت آری گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند
عشق چيست؟
چون به دريا رسيدند گفت : طوفاني شدن
ابر جوابش را داد گفت باریدنتا از درخت پرسيدند گفت : خشكيدن
زماني كه از كوه پرسيدم گفت يعني اتشفشان گشتن
از اتش پرسيدم گفت يعني خاكستر شدن
و انسان گفت : عشق يعني طوفاني شدن وباريدن سپس خشكيدن وسوختن ودرنهايت خاكستر شدن.
معني دوست دارم :
( د ) داشتن تو حتي براي لحظه اي .به تمام عمر بي كسي ام مي ارزد . همچون ديوانه اي كه لحظه اي داشتن را در تمام روياهايش باور مي كند.
( و)وابسته اي تپش قلب هاي عاشقت هستم كه بروح ساكن من حيات مي بخشد .
( س) سر سپرده ي برق نگاه توام لحضه اي كه مرا در اغوش گرم نگاهت ميهمان كني .
( ت)تك ستاره اي شب هاي بي فانوسم شدي روز ي كه از خدا تكه اي نور طلب كردم
(ت) تپش هاي قلبم در گرو عشق توست كه در رگهايم زندگي جاريست .
( د)دوري تو را باور ندارم حتي در رويا كه من ذره اي از وجود عاشقت گشته ام.
( ا ) ارام دل بي قرار وعاشقم در چشمان تو موج مي زند وقتي به درياي نا ارام اشكهايم مي نگري
( ر ) راز مرگ دلتنگي هايم روزيست كه دستان گرم تو پناه دستان سرد بي نصيبم باشد
( م ) مهتاب مي سوزد تا ابد در اتش عشقت كه درد را به جان خريده است در بازار عاشق
قلب پسرها مانند پاركينگي است كه هيچ وقت تابلوي ظرفيت تكميل بر ان ديده
نمي شود و اما قلبدختر ها مانند فرودگاهي است كه مدت ماندن يك هواپيما در
ان بستگي به فرودهواپيماي بعدي دارد.
جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن.
به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن.
به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک
خوشحالم کن من امروز به تو احتياج دارم نه فردا.
شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم!
يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم.
دوشنبه: همچو ليلي عاشق صحرا شدم!
سه شنبه: بي وفايي كرد و من گريان شدم.
چهارشنبه: اسير هجرانش شدم.
پنج شنبه: او رفت و من درعاشقي فاني شدم!
جمعه: بي او تنها شدم و از تنهايي مردم .
اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه كنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تكه
يخي بگذاريدتا به جايه معشوقم برايم گريه كند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند
چشم انتظار معشوقم بودم ...و آخر اينكه دستانم را ببنديد تا همه بدانند
خواستم ولي نتوانستم ............
.
مجنون روزی در دشت سگی بدید، او را بنواخت و بدو شاد گشت، گفتندش:
چرا بدین سگ شاد شدی؟
گفت که روزی به کوی لیلی گذشته است. من آ نکس را چو چشم خویش دارم
که چشمش دیده باشد روی یارم.
به دنبال كسي باش كه تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت
زيبا خطاب كند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت.
كاش عاشق نشوي پيش از آنكه دوستش داشته باشي ...عشق اگر لحظه بود بدان كه در دم ديگر جان مي دهد اما اگر كسي را آرام آرام دوستش داشتي بعد به اين نتيجه رسيدي كه دوستش داري بدان كه آن عشق با تو خواهد ماند تا آخرين دم زيرا ذره ذره عاشق و عاشق تر مي شوي و هر لحظه عاشق مي ماني!
آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم!
با لبجندي برخيز و سپس سراغ زندگي برو!زندگي كن..از زندگي لذت ببر..زندگي را مزمزه كن...آنرا استشمام كن و از زندگي لذت ببر
شاد بودن به اين معني نيست كه همه چيز كامل است... بلكه به اين معناست كه مي خواهي وراي نقايص را هم ببيني
عشق مانند نواختن پيانوست... اول بايد قواعد نواختن را بياموزي و سپس قواعد را فراموش كني و با دلت بنوازي!
اشتباهات كوچيك و سختيهايي كه توي زندگي پيش مياد همشون يه جورايي براي آماده كردن ما براي ادامه زندگيه
زندگي يك خيال نيست,...زندگي يك سراب نيست.مي توان آن سوي زندگي را در خيال وسراب ديد. مي توان آن را به زيبايي اين خيال آراست.وپس از آن شايد روزي تمامي آن زيباي ها رادر هم شكند. زندگي حقيقتي است به وسعت تمامي لحظات زيبا وبه ياد ماندني!
همیشه از تـــــــو نوشتن برای من سخت است
که حس و حـــــال صمیمانه داشتن سخت است
چگونه از تو بگویم برای این همه کور!؟
چقدر ایــن همه دیدن برای مــــــن سخت است
خرابه ی دل من را کسی نمی سازد
که بر خرابه ی دل، خـــانه ساختن سخت است
برای من که پر از زخم آشنایی هایم
رفـــــیق دیـــــگر نـــــــا آشنا شدن سخت است
به هیچ قانعم از مهر دوستان هرچند
به هیـــــچ این هــمه سرمایه باختن سخت است
نقابدار خودی را چگونه بشناسیم
در این زمانه که خــــود را شناختن سخت است
قبول کن دل بیچاره ام که می گوید:
که پشت پـــا به زمین و زمان زدن سخت است
برای پیچک احساس بی خزان سهیل
همیشه گشـــــتن و هرگز نیــــافتن سخت است
عزیز دل همه جا آسمان همین رنگ است
بیـــا، اگرچه برای تـــــــــــو آمدن سخت است
گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست
رد پاي اشكم را بگير تا بداني خانه عاشق كجاست
به نام خالق انسان به نام انسان خالق غم ها به نام غم هاي به وجود اورنده اشك به نام اشك تسكين دهنده قلب ها به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان
هميشه غمگين ترين و رنجور ترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او سا خته
بنال اي ني كه غم دارم امشب نه دل سوز نه همدم دارم امشب
دلم زخمست از دست غم يار هم غم چشم مرحم دارم امشب
بیا تا یه سیب سرخ و بو کنیم
میون گریه یه آرزو کنیم
اگه اینبار برسیم به کربلا
حرم و با مژمون جارو کنین
بشینیم میون بین الحرمین
تا نفس داریم بگیم
حسین حسین
یه چشم باید اشک آلود باشه وگرنه فروغی نداره .
یه دل باید توش غم باشه وگرنه دل نیست .
یه کبوتر باید عاشق باشه وگرنه پرواز یادش میره .
یه قناری باید خوش آواز باشه وگرنه کسی دوستش نداره .
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه .
يه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره .
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه .
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه .
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه .
يه چشم اشک آلود ،
يه دل غم آلود ،
يه کبوتر عاشق ،
يه قناري خوش آواز ،
يه لب خندون ،
يه صورت شاد ،
يه جاده با انتها ،
يه دفتر نقاشي ،
يه قلب پاک يه ديوار استوار ،
فقط يه جا معني داره ،
جايي که :
چشماي اشک آلودت رو من پاک کنم ،
دل غم آلودت رو من شاد کنم
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
توئی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
میتونستم با تو باشم ، مث سایه ، مث روئیا
اما بیدارم و بی تو ، مث تو تنهای تنها
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر عصري از چلچله اي نيست گفتي كمي فكر خودم باشم ان وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست
يكي داشت يكي نداشت
اوني كه داشت تو بودي و اوني كه تورو نداشت من
يكي خواست يكي نخواست
اوني كه خواست تو بودي اوني كه بي توبودن رو نخواست من
يكي اورد يكي مي اورد
اوني كه اورد تو بودي و اوني كه به جز تو به هيچ كسي ايمان نيورد من
يكي موند يكي نموند
اوني كه منوند تو بودي و اوني كه بي تو نمي تونست بونه من
يكي رفت يكي نرفت اوني كه تو بودي اوني كه كه بخاطر تو توي قلبش هيچ كس نرفت من ......
ابي تر از انيم كه بيرنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دل تنگ بميريم
هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اينقدر كوچيك هست كه توش دو تا دل كنار هم جا نميشه ... ولي وقتي دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نمي كني