|
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده اند
|
روزهاي روشن بهاري و گلباران طبيعت ،بيعت مجددي است ميان جان وجهان .آمدن نوروزدر پرتو انوار لايزال خورشيد الهي روح تازه اي در کالبد مردمان خواهد دميد،روز تازه اي براي عشق ،اميد ورستگاري در نوروز 86اين عشق واميد و رستگاري توشه راهتان باد بهکام وسربلند باشيد.
این تبریک رو هم یکی از بهترین مشاوران من به تمامی وب نویسان بلاگفا عرض کرده
دوست عزیزم مرسی از کمکتون
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت
گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي
زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن
بـايد خـريدارم شـوی تـا مـن خـريدارت شوم وز جان و دل يارم شوی، تا عاشق زارت شوم
من نـيستم چـون ديگران بـازيچه ی بازيگران اول به دام آرم تـورا، وان گـه گـرفتارت شوم
وقتي تو رو از دست دادم، اشكي نريختم! چون تموم اشكهام رو براي بدست آوردنت ريخته بودم
اين ديوانگيست ... كه از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينكه خار يكي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم... اين ديوانگيست ... كه همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينكه يكي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها كني
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپن
دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگي را گريه كردم
نبودي در فراق شانه هايت
به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
همه عمرم برندارم سر ازاین خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل افتابی که حضور غیبت افتاد
دگران روند و ایند تو همچنان هستی
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من وعشق فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی باید بروی حوصله ای نیست
رفتی تو خدا پشت پناهت به سلامت
بگزار بسوزد ادل من مساله ای نسیت
داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلی تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره
بدرود يا را وعده ديدار بعد مرگ
بگذار که فاش مي شود اسرار بعد مرگ
گفتم به وقت مرگ نهم سر به دامانت
نگذاشتي گذشتم اين کار بعد مرگ
در زندگي گر چه تو را رنج دادم
از جان عزيز تر توشدي اي يار بعد مرگ
برگورها زنان عزا دار ديده اي؟
نا گه مي شوند وفا دار بعد مرگ
مگذر گل به گور من شيطنت مکن
روح مرا ميازار بعد مرگ
من ندانستم ماه می شود گاه هلال یا که در اعماقش عاشقی مجبور است
فکر کردم مهتاب تا ابد پر نور است یا زمهتاب شبم هر خسوفی دور است
خسته از تاریکی شبها می روم افسرده و تنها
پرکشم تا قصر رویا ها تا ببینم طلوع فردا را
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بو د
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
اگه يکم فکر کنی ميبينی زندگی ارزشه زنده بودنو نداره.اگه يکم بيشتر فکر کنی ميبينی زندگی ارزشه مردنم نداره.امّا اگه خيلی فکر کنی ميبينی مردنو زنده بودن ارزشه فکر کردنو نداره هميشه يادت باشه چيزی که امروز داری شايد آرزويه ديروزت بوده و بزرگترين آرزويه فردات بشه پس هميشه سعی کن قدره چيزی که امروز داری خوب بدونی
چشم هایت مثل باران دیدنی است
شهر خاموش از نوایت دیدنی است
من در این شهر سکوت و سرزنش
گم شدم لیک انتظارت دیدنی است