|
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده اند
|
بدرود يا را وعده ديدار بعد مرگ
بگذار که فاش مي شود اسرار بعد مرگ
گفتم به وقت مرگ نهم سر به دامانت
نگذاشتي گذشتم اين کار بعد مرگ
در زندگي گر چه تو را رنج دادم
از جان عزيز تر توشدي اي يار بعد مرگ
برگورها زنان عزا دار ديده اي؟
نا گه مي شوند وفا دار بعد مرگ
مگذر گل به گور من شيطنت مکن
روح مرا ميازار بعد مرگ
من ندانستم ماه می شود گاه هلال یا که در اعماقش عاشقی مجبور است
فکر کردم مهتاب تا ابد پر نور است یا زمهتاب شبم هر خسوفی دور است
خسته از تاریکی شبها می روم افسرده و تنها
پرکشم تا قصر رویا ها تا ببینم طلوع فردا را
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بو د
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست
خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
اگه يکم فکر کنی ميبينی زندگی ارزشه زنده بودنو نداره.اگه يکم بيشتر فکر کنی ميبينی زندگی ارزشه مردنم نداره.امّا اگه خيلی فکر کنی ميبينی مردنو زنده بودن ارزشه فکر کردنو نداره هميشه يادت باشه چيزی که امروز داری شايد آرزويه ديروزت بوده و بزرگترين آرزويه فردات بشه پس هميشه سعی کن قدره چيزی که امروز داری خوب بدونی
چشم هایت مثل باران دیدنی است
شهر خاموش از نوایت دیدنی است
من در این شهر سکوت و سرزنش
گم شدم لیک انتظارت دیدنی است